
درباره ما |
خوشششش اومديييين نانازاي من.اميدوارم ازوبلاگم خوشتون بيا.موضوع وب من آزاده وهرچي تودلمه ريختم توش.ميخوام خوشتون بياد.ايشالا....
|
 |
جستجو |
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
|
|
باقی مونده روز |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سلاام چن باره.روزا بعد یه ماه بودن داداشمو خانوادش و رفتنشون همچنان میگذره.فردا تولد نوه عمم هس که پریزور دختر عمم زنگزدو دعوت کرد.حس مهمونی نیس اما باس رف.دیروز مامانم ساعت یک بیدار کردو رفتیم دانشگا برا کارای ادارایش.وقت رفتن کفش برا مامانو راه برگشت کفش سیاه برا نن خریدیم.به نیت کتونی سیاهی که چن وقته تو افکارمه رفتیمو با کفش سیاه اومدیم بیرون که اابته کتونی سیاهو ماه اینده زمان برگشتن از دانشگل میخرم و نمیشه بیخی شد.مدله ساده ی کتونی هس که عید میخواسم بخرم و پاخور نبود.خوبیش لینه تا هست و هست کتونی پشت ویترین تو صف انتظار برا خریده شدنش میمونه و من یک یک روزا رو میشمرم برا خریدش.فردا مه میتونیم بگیم از امشب ساعت 00:00 تا فردا ساعت 00:00 انتخاب وادمه.کد درسارو برا خالی نبودن عرصه،امتحانی یادداشت کردم،ولی از دیروز تا امروز درسای بیشتری ثبت کردنو باید لیست یادداشت شده کد درسیارو به روز کنم.از جایی که اموزش حسابداری از ساختمون دو ترم قبل اسباب کشیده به ساختمون اصلی،احتمالا پو ترم باقی رو اینجا سر کنیم.هر دوساختمون برا یه دانشگاسو،دانشگا به خودی خود مخالف خواست من.بیشتر دانشگاه دوران کاردانی به دلم نشسته بودو حالاس که حالاس پا نشده.اینجا فقط میگذرونیم و پاس میکنیم.کنار درسی که میخونیم باید انگیزه برا رفتن به دانشگا(خوش اومدن از محیط و اصل دانشگا)باشه،که ناموجوده.باید دفتر کلاسور مطابق سالای قبل بخرم،امسال خرج و مخارجم فوق بالا شده(بقیه مسایل به کنار،سه تا کتونی جدید دم دس دارم که باید برا پوشیدنشون برنامه ریزی کنم(کتونی صورتی که برا باشگا خریده بودمو،منهل شد،کتونی سفید که به نیت خرید سیاهش رفته بودمو سفیدشو اورپم خونه،کفش سیاه که دیروز خریدم)).
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|چهار شنبه 17 شهريور 1395برچسب:,|
|
|
|
موضوعات |
|
 |
آمار سایت |
كاربران آنلاين:
نفر
تعداد بازديدها:
RSS
|
 |
کد های جاوا |
|
 |
|